تبليغاتX
:: دوستم! ::

:: دوستم! ::

من تا حالا نديدمش باهاشم حرف نزدم ... صداشو از روي آلبوم قشنگش شنديم ... گاهي وقتها مي تونم حسش كنم ... گاهي هم نه اما باهاش غريبه نيستم... مي دونم خيلي بزرگ بوده انقدر كه با نبودش هم بزرگيش پيداست ... عاشق ايران بوده ... و عاشق معشوق افسانه ايش... خودش روح رو قبول نداشته فكر مي كنم من وجودش و حس مي كنم... رنگش آبي كمرنگ... مهربون و خندون... اگر ناراحت بشه مثل شير غران و خروشان... سخت و محكم ... دوست داشتني و صبور... گاهي آروم و ساكت... شايدم باوقار... و هميشه صادق...
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 23:40  توسط پگاه  |