داشتن با هم دعوا مي كردن اما صداشون نمي اومد، آخه كرو لال بودن... به نگاهاشون توجه كردم ديدم هر وقت يكيشون مي خواست چيزي با اشاره دستاش بگه و خيلي هم عصباني هستش اون يكي حتما توي صورتش و به چشماي ديگري نگاه مي كنه... اما من يا شايدم تو دوستم توي دعوا به هم نگاه نمي كنيم حتي صورتمونو مي گيريم يه طرف ديگه و داد و بيداد مي كنيم... اونا توي دعوا هم به هم عاشقونه نگاه مي كردن...
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 12:36  توسط پگاه
|
